افکار مردم چنانچه حول محوری دور می زد و به وحدت می گرایید ، به وسیله دهان و گوش دامنه می گرفت و ماه ها طول می کشید تا خبر واقعه ای گسترش پیدا کند و در نتیجه خود به خود از اثر می افتاد و به جای آنکه مانند گلوله برفی در مسیر خود حجم بیابد ، آب می شد . به این دلیل که افکار عمومی جز در محیط های بسته مانند روستا و بازار و محله و طبقه که در آنها ارتباط سریعاً برقرار می شد تجسم نمی یافت . به عبارت دیگر افکار عمومی سفر نمی کرد زیرا در طول سفر تضعیف می شد و قدرت عمل خود را از دست می داد و از پای در می آمد. وانگهی افراد می بایست از خانه های خود خارج می شدند و با دوستان و آشنایان در محله و قهوه خانه و سرگذر تماس حاصل می کردند تا در جریان وقایع چند روز قبل که خبر آن تازه به محل آنها رسیده بود ، قرار بگیرند .

امروز دیگر خبر از طریق رسانه های خبری به خانه ها راه یافته و در یک لحظه می تواند در اختیار همه مردم شهر بلکه کشور و جهان گذاشته شود ، زمان و مکان را تسخیر کند و مرزهای اجتماعی و سیاسی و ملی را در نوردد . گویی افکار عمومی سرنوشت خود را به دست رسانه ها سپرده است . از این پس این رسانه ها هستند که نقش منعکس کننده ، تقویت کننده و حتی خاموش کننده افکار و اخبار را به دست دارند .

به این ترتیب ، با گسترش رسانه های خبری ، پدیده های روانی اجتماعی مربوط به افکار عمومی نیز هر روز گسترش و اهمیت بیشتری می یابد و توجه پژوشهگران بیشتری را به خود جلب می کند.

ميردامادي

 تاليف از اينترنت