تاثير افكار سنجي
مفهوم افکار عمومی ، با وجود رواجی که دارد ، همچنان مجادله آمیز مانده است . از هنگام پیدایش تکنیک های بررسی و کاربرد آنها در مورد افکار عمومی در اوایل قرن بیستم ، تحلیل گران به تناوب مجبور شده اند که عقاید نظری و مفهومی قدیم را در پرتو تلاش های تحقیقات تجربی انطباق و گسترش دهند . محققان در جریان این کار ، اغلب اوقات ، از نظر رویکردهای مفهومی و حتی دیدگاه های تعاریفی که از افکار عمومی داشته اند ، تقسیم شده اند . چایلدز (Childs) در سال 1939 این پرسش را مطرح ساخت که آیا این امر ، مجموعه ساده نظرات فردی است و یا نتیجه و محصول در حال تکوین بحث های موجود در سطح جمعی که نمی توان آن را به سطح افراد تقلیل داد می توان گفنت که کی (Key) در سال 1961 ، احتمالاً بهترین توصیف را در مورد مشکل تعریف افکار عمومی ، بعنوان موضوع مطالعات تجربی ، ارایه داده است . او اشاره می کند که دقت در مورد افکار عمومی و فلسفه ، بی شباهت به رسیدن به درکی از روح مقدس (Holy Chost) نیست .
بررسی های تحقیقاتی در مورد افکار عمومی ، به طور گسترده و مداوم در حال رشد است و در بحث های نظری پیچیده شده است . حتی برای محققان فعال در این زمینه نیز وظیفه دسته بندی نوشته های مربوط به افکار عمومی می تواند به اندازه کافی دلهره آور باشد .
با سلام خدمت استاد بزرگوار آقاي عشقي پور و همكلاسي هاي گرامي
برگرفته از مطالب اينترنت
دانشجوي روابط عمومي عباسيان