امروزه دیپلماسی عمومی برای پیشبرد اهداف سیاسی کشورها به یک اصل بدل گردیده است و کشورها بدون حمایت افکار عمومی خود، قادر به انجام طرح ها و برنامه هایشان نمی باشند. از رو است که چنین هجمه سنگینی علیه ایران صورت می گیرد تا افکار عمومی را علیه ایران تحریک نماید. مردمی که دارای بزرگترین بدهی در تاریخ می باشند و ۵۰ میلیون از جمعیتشان فاقد بیمه درمانی هستند و با مشکلات عدیده دیگری نیز دست به گریبان هستند به طور عجیبی موضوع ایران (کشوری که شاید ندانند در کجای نقشه وجود دارد) به یک عامل تعیین کننده در انتخاباتشان بدل گردیده است.

در این شرایط که مردم آمریکا و دیگر کشورهای غربی، زیر بمباران خبری رسانه های قدرتمندشان، تصویری نادرست از کشورمان پیدا کرده اند، این وظیفه دولت و ایرانیان داخل و خارج است که از وجهه کشورمان دفاع نموده و واقعیت ها را به نمایش بگذارند. موضوعی که عمدا یا سهوا هم در دستگاه دیپلماسی کشور و هم در سطوح کلان مدیریتی تا به امروز نادیده گرفته شده است. شاید اگر پس از ساخت و اکران فیلم "بدون دخترم هرگز"، تعدادی از مردم آمریکا را به کشور می آوردیم تا از نزدیک با جامعه ایرانی آشنا گردند، فیلم هایی مانند "سنگسار ثریا م" و "شرایط" ساخته نمی شد و اگر هم ساخته می شد مورد توجه و استقبال قرار نمی گرفت.

یکی از راههای دیپلماسی عمومی، سفر و گردشگری می باشد تا از این طریق درک متقابل ملت ها را از یکدیگر بالا برده و ذهنیت های منفی و نادرست شکل داده شده توسط رسانه ها را تغییر داد. اکثر غریب به اتفاق گردشگران خارجی که با آنها گفتگو کرده ام، به این موضوع اشاره می کنند که ذهنیت قبل از سفرشان با واقعیت هایی که در جامعه ایران با آنها مواجه می گردند به کلی متفاوت می باشد. البته نه به این معنی که جامعه ایران را یک جامعه کامل و بی نقص پندارند، اما از تصویری که رسانه ها برای آنها ساخته اند کاملا بیزار می شوند. مهمان نوازی و گرمی برخورد ایرانیان برای اکثر آنها جالب می باشد و این موضوع است که استفاده از گردشگری را برای پیشبرد اهداف کشور در شرایط کنونی توجیه می نماید.

البته موضوع گردشگری و ارتباط آن با اهداف سیاسی، صلح و کاستن از تنش ها موضوع جدیدی نمی باشد و می توان گفت که از قرن ها پیش به آن پرداخته شده است. همانگونه که پروفسور جعفری (۱۹۸۹) از قول نویسنده نامی انگلیسی مارک تواین "گردشگری را دشمن تبعیض، تعصب و کوته نظری می داند". او در مقاله سال ۱۹۸۹ با نام گردشگری و صلح که موضوعات همایش ونکور (گردشگری – نیرویی حیاتی برای صلح) را پوشش می داد به ابعاد مختلف این موضوع می پردازد و نتایج این کنفرانس را برمی شمارد. در خلال این همایش دریافتند که درک متقابل انسان ها در ارتباطات رودر رو و تعامل مثبت افزایش می یابد. همچنین این امید را تقویت نمود که گردشگری می تواند شرایطی را پدید آورد که در آن مردم به همزیسیتی، اشتراک گذاری باورها، تحسین فرهنگ یکدیگر و افزایش دوستی ها روی آورند. درجای دیگری هم یادآوری نموده که گردشگران هم معلمان و هم دانش آموزانی می باشند که کلاسشان گیتی می باشد. پیش از این نیز همایشی با عنوان گردشگری بین المللی – گذرگاهی به صلح در سال ۱۹۸۷ در شهر شانون (Shannon) ایرلند برگزار گردید. از این زمان، مباحث علمی در خصوص نقش گردشگری در کاهش تنش ها و تثبیت صلح بین ملت ها مورد توجه متخصصان این حوزه قرار گرفته است. در این بین مقالات بسیاری بوده اند که پدیده گردشگری را در روند صلح موثر دانسته اند. البته بعضی از مطالعات هم بوده اند که خلاف این جریان را ثابت نمودند، البته دلیل عمده آنها، عدم درک گردشگران و جامع محلی از یکدیگر بوده است. در صورتی که تجربه نشان داده اکثر گردشگران از تجربه سفر به ایران بسیار راضی بوده اند. از اینرو، هم مطالعات علمی فواید توسعه گردشگری بین المللی را نشان می دهد، هم شرایط فعلی کشور چنین طرحی را می طلبد تا با تعامل مستقیم با مردم آمریکا و دیگر کشورهای غربی، هم منافع اقتصادی کشورمان تامین گردد و هم ذهنیت آشفته مردم غرب که توسط رسانه های مغرضشان شکل گرفته به کلی تغییر یابد.

  در شرایط فعلی، با توجه به وضعیت ارز، شرایط خوبی برای گردشگران خارجی فراهم گردیده که با نصف قیمت گذشته می توانند ایران را ببینند. دولت می تواند با فراهم کردن شرایط و حتی مانور بر روی تبلیغات رسانه های خارجی، توجه خارجیان را به کشور جلب کرده و با تسهیل پروسه صدور روادید و برگزاری تورهای ارزان قیمت ایرانگردی، مردم دنیا را با واقعیات ایران آشنا نماید.

 چه فرصتی بهتر از برگزاری تورهای ایرانگردی برای خارجیان که هم منافع اقتصادی کشور را تامین نماید و هم در سطح دیپلماسی عمومی، حداقل بخشی از افکار عمومی دنیا را با واقعیات ایران آشنا سازد. با بهبود ذهنیت ها در خصوص کشورمان، دولتمردان غربی هم به علت تناقض در گفتار و واقعیت های ایران، در پیشبرد اهداف خود با مشکل روبرو می شوند. شاید تا به امروز پدیده گردشگری در راستای چنین هدفی کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، اما در صورت اجرای چنین طرحی (یعنی استقبال گسترده از گردشگران خارجی برای دیدن واقعیات ایران) می تواند برگ جدیدی در تاریخ صنعت گردشگری در دنیا باشد. برای اجرای چنین طرحی، همکاری گسترده وزارت امور خارجه با فعالین صنعت گردشگری کشور به شدت نیاز می باشد. همچنین خواست ملی برای تصحیح ذهنیت مردم دنیا از جامعه ایرانی بایستی در مسئولین و مردم کشور ایجاد گردد. تلویزیون گردشگری هم که امروزه زیاد از آن صحبت می شود می تواند به زبان انگلیسی بر روی آنتن برود تا تصویری واضح و بی واسطه از کشورمان به مردم دنیا ارائه دهد.

البته موفقیت تمام این گفته ها و ایده ها، منوط به استفاده از فکر و اندیشه و کار و تلاش و استفاده از متخصصان امر می باشد. امید این است که این نوشته مورد توجه مسئولین ذیربط قرار گیرد و کشورمان با کمترین هزینه از این شرایط دشوار عبور نماید.